اگه در حال خوندن این مطلب هستین به احتمال زیاد تازگیا پست جدیدی گرفتین و یا به زودی واسه اولین بار مدیر میشید. تبریک!

در این راه ممکنه به عنوان یک مدیر تازه با رقابتای ناشناخته ای روبه رو شید. رقابتایی مثل ایجاد فرآیندهای پیشرفت، تعیین اهداف و اولویتا واسه تیم و اطمینان از اینکه همه با بالاترین ظرفیت خود کار می کنن.

ممکنه نگران انتظاراتی که بقیه از شما دارن باشین. رئیس تون از شما توقع داره که «شاخ غول رو بشکنید»؟ اهداف تیم تون بیشتر از حد جاه طلبانهه؟ چه نوع راهنمایی و حمایتی دریافت می کنین؟

چه فردی باسابقه باشین که از کارشناس فنی به مقام مدیریت رسیده و چه مستقیم به عنوان مدیر استخدام شده باشین، تغییر نقش از مدیریت خودتون به مدیریت بقیه می تونه کمی سخت باشه.

خوشبختانه کارای زیادی می تونین بکنین که شما رو در راه درست بذاره. در این مقاله به راه حلا و نکاتی خواهیم پرداخت که می تونین از اونا واسه موفقیت در نقش جدید کمک بگیرین.

چه جوری وقتی یک مدیر تازه کار هستیم، به موفقیت برسیم؟

چه مدیر یک تیم کوچیک شده باشین و چه یک واحد کامل، نگرانیای اصلی شما شاید مثل به هم هستن:

  • همونجوریکه مسئولیت کارای بقیه با منه هنوز میتونم کارکرد فردی خوبی داشته باشم؟
  • چه جوری میتونم اهداف موثری واسه تیم تعیین کنم؟
  • تبدیل شدن از «عضو تیم» به «رهبر تیم» باعث از دست رفتن دوستی ام میشه؟
  • می تونم به بقیه انگیزه داده و احترام اونا رو جلب کنم؟

سعی کنین با چشمای باز وارد پست جدید بشین. قبل از شروع کار همه خیالات غلط مدیریتی خود رو اصلاح کرده و روی مهم ترین چیز تمرکز کنین: اعتمادسازی و واداشتن تیم به بهترین کارکرد.

قرار گرفتن در اینجور موقعیتی واسه اولین بار می تونه دلهره آور باشه، اما با کمی آماده سازی و برنامه ریزی، دیگر سردرگم نباشید.

برنامه-ریزی

۸ نکته کلیدی زیر به شما کمک می کنه که تبدیل به یک مدیر استنثنایی شید.

۱. نقش خود رو تعریف کنین

اول از همه، باید مطمئن شید که مسئولیتا، وظایف و اهداف نقش جدیدتون رو درک کردین.

واسه این کار، اول توضیح شغل خود رو بخونین و از اون واسه تهیه ی برنامه ای که اهداف رو به نتایج قابل اجرا تبدیل می کنه، کمک بگیرین. اگه توضیح شغلی وجود نداشته باشه یا توضیح شغل موجود مبهم باشه، شاید باید خودتون توضیح شغلی بنویسین.

با رئیس خود درباره مسئولیتا و اهداف اصلی نقش تون صحبت کنین و به نکاتی که می گه توجه کنین. اگه امکان داشته باشه با فردی که پیش از شما در این پست بوده صحبت کنین. ببینین مسئولیتای اصلی اون چه بودن؟ به نظر اون مهم ترین اهداف اش چی بوده؟ به سراغ توضیح شغلا یا توضیح شغلای قدیمی برید. ببینین چه مسئولیتایی در اونا اشاره شده؟ اهداف عملکردی تعیین شدن؟ اگه بله، اون اهداف هنوز قابل اجرا هستن؟

در آخر، با افرادی که قراره مدیریت شون کنین صحبت کنین. نظر اونا در مورد جایگاه شما چیه؟ به چه یه جور از راهنمایی نیاز دارن؟

درنهایت، هرآنچه از قدمای قبلی به دست آورده اید رو بنویسین و توضیح شغلی رو که تهیه کردین به رئیس یا مربی خود نشون بدین تا ببینین با نظر شما موافق هستن یا نه.

۲. با یک مربی کار کنین

مربی کسیه که علم و تخصص خود رو به کسائی که تجربه کمتری دارن ارائه می ده. اون با استفاده از تجربه و مهارتای خود، بقیه رو در راه درست هدایت می کنه. یک مربی طبق تجربه ها و یاد گرفته های شخصی خود، به کارمندان تازه کار واسه یافتن فرصتای رشد حرفه ای، به دست آوردن اعتماد به نفس و بهبود مهارتای فردی کمک می کنه.

هنگام شروع کار جدید، داشتن یک مربی که بتونه درباره عملکردتون به شما بازخورد داده و در مورد ی مهارتای خاصی که واسه موفق شدن به اونا نیاز دارین به شما آموزش بده؛ می تونه بسیار مفید باشه. این فرد می تونه در مورد نقش جدیدتون به شما مشاورهای بسیار با ارزشی بده و با حمایت و تشویق، اعتماد به نفس شما رو بالا ببره.

واسه شروع، چیزی که رو که می خواید از رابطه با مربی خود به دست بیارین به طور دقیق روی کاغذ بیارین. مثلا، ممکنه بخواهید علم تخصصی خود رو گسترش بدین، با کسی که می تونه به شما انگیزه داده و الهام بخش شما باشه از نزدیک کار کنین و یا از کسی ایده بگیرین، پس همه اینا رو روی کاغذ بنویسین.

واسه یافتن مربی اول از همه در درون سازمان تون جستجو کنین. رهبر پیش کسوتی هست که بخواهید از اون یاد بگیرین؟ می تونین در شبکه گسترده تری به دنبال این فرد بگردید.

یادتون باشه که این یک رابطه دوطرفهه. شما در مقابل پیشنهادای تخصصی که دریافت می کنین باید چیزی بهش بدین. این چیز می تونه دیدگاهی تازه درباره صنعت، آشنایی با تکنولوژیای جدید و یا معرفی اون به بقیه کارشناسانی که از پستای قبلی خود می شناسین باشه.

۳. روابط خوبی برقرار کنین

واسه اینکه مدیر خوبی باشین لازم نیس حتما یک استراتژیست باهوش یا یک سخنران الهام بخش باشین. طبق تحقیقات انجام شده به وسیله دیل کارنگی، مهم ترین بخش مدیریت، توانایی فرد در ایجاد یک رابطه واقعی و شخصی با اعضای تیمه.

شما، به عنوان یک مدیر، نمی تونین با همه دوست باشین. اولین مسئولیت شما رهبریه و واسه انجام اون نیاز دارین که راه و روش متعادلی نسبت به رابطه داشته باشین. بله، باید روابط خوبی با اعضای تیم برقرار کنین اما در عین حال باید بتونین اونا رو هدایت کنین.

واسه کمک به اعتمادسازی درون تیم، خیلی راحت درباره تجربیات گذشته خود و دلیل پذیرش نقش فعلی با اعضای تیم صحبت کنین. از صحبت درباره خطاهایی که در طول راه کردین (در صورتی که زیاد بزرگ نیستن!) نترسین. خودافشایی، اگه خوب انجام شه، به بقیه کمک می کنه تا بفهمن شما که هستین، به چه دلیل اینجا هستین و به چه دلیل می تونن به شما اعتماد کنن. این چیزیه که واسه داشتن یک محیط کاری پرانگیزه اهمیت زیادی داره.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نکاتی کاربردی درباره طراحی لوگو که کار و کاسبی ها باید بدونن "

احترام به فرقای اعضای تیم راه دیگری واسه ایجاد رابطه با آنهاست. هرچه باشه، افراد تیم ممکنه در فرهنگای مختلف بزرگ شده یا فرق نسلی داشته باشن و یا از دید تجربه کاری در سطوح مختلفی باشن. از فرقای افراد واسه تشویق به مباحثات پرانرژی و پرهیز از تفکر گروه گرایانه کمک بگیرین.

۴. اهداف رو شناسایی کرده و با بقیه در بین بذارین

وقتی یهو و بعد از چند سال پیروی از فردی دیگر در رأس تیم قرار می گیرین، شاید ایده های جدید زیادی واسه بهبود روش ها و روش ها دارین. اما سعی کنین، کمه کم واسه یه مدت کوتاه، اشتیاق خود رو کنترل کنین.

سندرم «تازه از راه رسیدگی» (تمایل به از بین بردن همه روشای قدیم به محض ورود) اتفاقیه که مطمئنا افراد رو با شما دشمن می کنن. پس پیش از ایجاد هرگونه تغییر کلی در روش انجام کار تیم، بذارین یه مدت بگذره تا در پست جدید جا بیفتید. در این مدت کارکرد تیم رو از جایگاه رهبری زیر نظر گرفته و درباره روش انجام امور با افراد صحبت کنین.

بعد از اینکه در پست خود جا افتادید؛ یک منشور تیمی تهیه کنین که مشخص کنه تیم قراره چه کاری بکنه. بعد، واسه هر یک از افراد تیم اهدافی مشخص کنین. دقت کنین که بعضی از این اهداف باید اهداف پیشرفت ای باشن (اهدافی که تواناییای فرد رو «گسترش» بدن). واسه اطمینان از اینکه این اهداف با اهداف سازمان همراستا هستن از استفاده کنین.

بعد از تعیین اهداف با معنی واسه تیم، قدم بعدی رابطه منظمه. یکی از بهترین روش ها واسه انجام این کار استفاده از داستان سرایی در کسب و کاره؛ به ویژه اگه بخواهید به بقیه کمک کنین تا معنای عمیق تر کاری رو که انجام میدن پیدا کنن.

در عین حال باید واسه خودتون هم چند هدف فردی تعریف کنین؛ مثل، بهبود مهارتایی که واسه موفق تر بودن در نقش جدید به اونا نیاز دارین.

۵. الگوی خوبی باشین

به عنوان یک مدیر باید از این مسئله آشنایی که اعضای تیم، در مورد رفتار در محیط کار، از شما الگو می گیرن. اگه می خواید رفتار اعضای تیم رو شکل بدین، کارکرد تیم رو بهتر کنین و عادتای خوب بسازین، سعی کنین واسه اونا الگوی مناسبی باشین.

این یعنی که اعمال تون باید برابر گفتارتان باشه. مثلا، حضور همه در جلسات تیمی صبح روز شنبه بسیار مهمه؛ پس خودتون هیچ وقت این جلسات رو از دست ندین. اگه می خواید افراد تیم به همدیگه اعتماد کنن، با دادن اطلاعاتی در مورد خودتون نشون بدین که به اونا اعتماد دارین. در کاری که تیم تون انجام می ده تخصص پیدا کنین و به چیزی که می گین عمل کنین تا افراد به قضاوت و تصمیماتون اعتماد کرده و به پیروی از شما علاقه مند شن.

۶. به موقع بازخورد بدین

اگه افراد تیم ندانند باید روی چی کار کنن، امکان پیشرفت ندارن. در عین حال، اگه در طول راه از سخت کوشی و موفقیت هاشون تعریف نکنین انگیزه خود رو از دست میدن. واسه همین انتقاد سازنده و ستایشِ به موقع بسیار بااهمیته. بدون این تکنیکا تیم شما کورکورانه حرکت می کنن.

سعی کنین بازخورد خود رو تا جایی که می تونین با فاصله کمی از اتفاق ارائه کنین. خیلی مهمه که راه و روش شما سازنده باشه.

در بازخورد دادن منظم باشین. جلسات بازخورد هفتگی یا ماهانه از جلسات سالیانه سازنده تر هستن پس سعی کنین به طور همیشگی درباره کارکرد تیم با اعضای صحبت کنین. اینطوری کارکرد تک تک افراد کم کم بهبود یافته و بهره وری کل تیم بالا میره.

در عین حال، هنگام ارائه بازخورد، حساسیت به خرج داده و خوب قضاوت کنین. همیشه مشکلات رو به شکل خصوصی تذکر بدین اما از کار خوبِ فرد پیشه بقیه تعریف کنین تا بقیه هم تشویق شن تا کارکرد خود رو بهبود بدن.

۷. تفویض اختیار کنین

بهترین مدیران کسائی هستن که میدونن نمی تونن همه کارا رو خودشون بکنین. واسه همین باید یاد بگیرین که به شکل موثری اختیارات خود رو به بقیه تفویض کنین. اگه این کار رو درست بکنین، وظایف و مسئولیتای خود رو بهتر مدیریت می کنین و در عین حال میتونین تا مهارتای اعضای تیم رو بهبود داده و به اونا اعتماد به نفس بدین.

واسه تفویض اختیار موفق باید مطمئن شید که کار درست رو به شخص درست دادین. ، سعی کنین کار رو طوری انتخاب کنین که باعث بهتر شدن مهارت ها و پیشرفت شغلی فرد شه.

هنگام تخصیص کار به اعضا بگید که انتظار چه نتیجه ای دارین اما نگید که چه جوری کار رو بکنن. به وسوسه ی مدیریت ذره بینی پیروز شدین؛ این کار به تیم شما کمکی نمی کنه. به طور منظم به کار افراد سرکشی کنین تا ببینین کمکی نیاز دارن یا نه. اما به جز این، اجازه بدین به روش خودشون کار رو بکنن.

۸. منعطف باشین

در مدیریت نمیشه واسه همه چیز و همه کس یک راه و روش ثابت رو استفاده کرد. موقعیتای مختلف نیازمند اقدامات متفاوت هستن. کارآمدترین مدیران کسائی هستن که به سرعت متوجه می شن چه زمانی باید راه و روش خود رو تغییر داده و نقش عوض کنن.

مثلا، بعضی وقتا لازمه تیم تون رو رهبری کنین. درمواقع دیگر ممکنه نیاز باشه به عنوان یک آسون کننده، مقام تشریفاتی یا گفتگو کننده وارد عمل شید. واسه اونکه درباره نقشای مختلفی که به عنوان یک مدیر باید برعهده بگیرین و اینکه چه زمانی باید تغییر رو انجام بدین بیشتر بدونین، مقالات نقشای مدیریتی مینتزبرگ و تئوری راه-هدف رو بخونین.

دسته‌ها: آموزشی